مدیر وبلاگ دانشگاه در نظر دارد تا مقالات شما عزیزان را در وبلاگ درج نمایید.
برچسب ها:
سلام
دانشجوها هر چه به این اوضاع جاده دانشگاه ونداشتن سلف اعتراض میکنن انگار نه انگار گوش کسی بدهکار نیست شهریه ما اینجا با تمام کشور برابره پس چرا اونا همه امکاناتی دارن ما نداریم بابا یکی به حرف ما گوش کنه با این همه هزینه واسه خونه گرفتن وغذا پختن وشهریه دانشگاه کمرمون شکست.
دانشجوها هر چه به این اوضاع جاده دانشگاه ونداشتن سلف اعتراض میکنن انگار نه انگار گوش کسی بدهکار نیست شهریه ما اینجا با تمام کشور برابره پس چرا اونا همه امکاناتی دارن ما نداریم بابا یکی به حرف ما گوش کنه با این همه هزینه واسه خونه گرفتن وغذا پختن وشهریه دانشگاه کمرمون شکست.
برچسب ها:
برچسب ها:
شعرهای عمرانی
یاد دارم که شبی در دل دال *** بین فولاد و بتن گشت جدال
هر دو از خستگی و کار زیاد *** بر فلک برده دو صد ناله و داد
بتنش گفت به صد خشم و خروش *** ای تو زنازکی همچون دم موش
با چنین هیکل نازک که تراست *** طاقت و تاب فشاریت کجاست
جمله نیروی فشاری به من است *** زان مرا مانده و افسرده تن است
گفت فولاد که ای یار عزیز *** این چنین سخت تو با من مستیز
من و تو راحت و آسوده بدیم *** هریکی در طرفی توده بدیم
روزی آمد بر ما صاحب کار *** با من و با تو چنین کرد قرار
که بیاییم و به هم در سازیم *** کار او زود به راه اندازیم
او به ما وعده خوبیها داد *** وعده لطف و نکوییها دادگفت جای تو به بالا سازم *** بهرت از چوب متکا سازم
گرچه اول بنهاد او دو سه بند *** لیک برداشت پس از روزی چند
زان سپس ما بفتادیم به کار *** من فتادم به کشش تو به فشار
بین کنون از چه در این حال شدیم *** راست بشنو زمن، اغفال شدیم
هر دو از خستگی و کار زیاد *** بر فلک برده دو صد ناله و داد
بتنش گفت به صد خشم و خروش *** ای تو زنازکی همچون دم موش
با چنین هیکل نازک که تراست *** طاقت و تاب فشاریت کجاست
جمله نیروی فشاری به من است *** زان مرا مانده و افسرده تن است
گفت فولاد که ای یار عزیز *** این چنین سخت تو با من مستیز
من و تو راحت و آسوده بدیم *** هریکی در طرفی توده بدیم
روزی آمد بر ما صاحب کار *** با من و با تو چنین کرد قرار
که بیاییم و به هم در سازیم *** کار او زود به راه اندازیم
او به ما وعده خوبیها داد *** وعده لطف و نکوییها دادگفت جای تو به بالا سازم *** بهرت از چوب متکا سازم
گرچه اول بنهاد او دو سه بند *** لیک برداشت پس از روزی چند
زان سپس ما بفتادیم به کار *** من فتادم به کشش تو به فشار
بین کنون از چه در این حال شدیم *** راست بشنو زمن، اغفال شدیم
برچسب ها: